تبليغاتX
صدای پای باران

صدای پای باران

اشعار ونوشته های محمد صابر یوسفی

نوشته محمد صا بر یوسفی

دریایی در نگاهت میدرخشد. که تا دور دستها عاشقانه می شتابد و پرنده گان عاشق در امواجش غوطه میخورند. بگذار در آبی نگاهانت کودکی هایم را جستجو نمایم . و در سایه روشنهای این بیشه گذشته ها را به تماشا بنشینم.

زنده گی زیباست واما زنده گی کردن شجاعتی میخواهد که باید تجربه کرد.

بگذار این فرایند با شکوه تر از این باقی بماند.  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/14ساعت 2:43 بعد از ظهر  توسط محمد صابر یوسفی   | 

شعر از محمد صا بر یوسفی

ترا در بیشه دیدم دم دم صبح

به یک اندیشه دیدم دم دم صبح

خیالت را چو مر مر های باران

ز پشت شیشه دیدم دم دم صبح

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/11ساعت 2:38 بعد از ظهر  توسط محمد صابر یوسفی   | 

شعر از محمد صا بر یوسفی

ترا در بیشه دیدم دم دم صبح

به یک اندیشه دیدم دم دم صبح

خیالت را چو مر مر های باران

ز پشت شیشه دیدم دم دم صبح

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/11ساعت 2:38 بعد از ظهر  توسط محمد صابر یوسفی   | 

نوشته محمد صا بر یوسفی

ترا دیدم درون بیشه ای خاموش

ترا در خلوت تنهایی و اما پراز آهنگهای شاد

ترا دیدم که شبها با حریر خوابها در دشت میرویی

و با دریا همی پایی .

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/11ساعت 2:35 بعد از ظهر  توسط محمد صابر یوسفی   |